آدمها....

پرنده ای که بال و پرش پرش ریخته باشد مظلومیت خاصی دارد .

باز گذاشتن در قفسش توهینی است به او...

در قفس را ببند ...

ببند تا زندان دلیل زمینگیر شدنش باشد نه پرو بال ریخته اش ...

به سرنوشت گفتم با آنکه با احساسم بازی کرد چه کنم ؟؟

انگشت به لبانم گذاشت

و گفت : صبور باش بسپارش به ما که هیچ احدیاز سرنوشتش خبری ندارد ...

این روزها آدمها به دست هم پیر میشوند نه به پای هم

قشنگترین دیالوگ دنیا آنجاست که پدر ژپتو به پینوکیو گفت :

چوبی بمان ! آدمها سنگی اند دنیایشان قشنگ نیست ...

آدمها فقط آدمند ، نه بیشتر و نه کمتر ...

اگر کمتر از آن چیزی که هستند نگاهشان کنی ، آنها را شکسته ای

اگر بیشتر از آن حسابشان کنی ،تو را میشکنند...

بین این آدمها فقط باید عاقلانه زندگی کرد نه عاشقانه

/ 4 نظر / 15 بازدید
علی

سلام دوست عزیز سایت خوبی دارین من سایتتون رو لینک کردم لطفا من و با معرفی بازی عصر پادشاهان لینک کنین ممنون http://kingsera.persianblog.ir/

بلاگ دایر

وبلاگ خود را به فهرست وبلاگ های فارسی اضافه کنید.

ابراهیم مقدمی

یه روز یه جایی دل کسی گرفته ، واسه همیشه نشونی از خودش جا گذاشته تا همه بدونن اون کس دلش پر غصه هستش بعد این همه سال بازم سلام بازم دلم گرفته اما اینبار بدجور شکستم ، خورد شدم ،داغونم

سوفیا

نگاهت را به بال بنفشه ها سپرده ام ... تاکه غم از چهره ات جدا شود ...